اولاً از اینکه اینقدر برای من احساس نگرانی از خودتون در می کنید ممنون و امیدوارم در سایه دعاهای خیر شما بلایی سر من نازل نشه.
ثانیاً تا دیروز فکر می کردیم تلویزیون فقط بلده نمایش های خیمه شب بازی دروغین رو پخش کنه ولی از دیروز فهمیدیم تلویزیون میتونه یک بازی فوتبال رو هم به بدترین نحو پخش کنه و خم به ابرو نیاره! در همین زمینه تصمیم گرفتم در چند روز آینده صدا و
رو با خاک یکسان کنم!پست های بعدی من رو حتماً بخونید...
یکی از بزرگترین مشکلات عصر حاضر بیماری های اعصاب و روان میباشد. منظور از بیماری اعصاب و روان بیماری است که با روح و روان و اعصاب فرد سروکار دارد و به کسی که دچار این گونه بیماری هاست «عصبی» می گویند.بعضی از بیماریهای اعصاب و روان مختص نقاط خاصی از کره زمین است و تنها در بعضی از کشور ها یافت می شوند.از جمله این بیماریها ، بیماری خطرناک «عدم تحمل» و همچنین بیماری «تشنج» میباشند .
افرادی که به این بیماری ها دچار می شوند در دودسته زیر قرار میگیرند:
1-افرادی که آستانه تحملشان پایین است یا به عبارتی از تحمل بسیار ناچیزی در مقابل نظر مخالف و موضوع مخالف و اینها برخوردارند که این افراد بیماری عدم تحمل دارند.
2-افرادی که آستانه تشنجشان پایین است و مانند دسته بالا آستانه تحمل پایینی دارند اما تظاهرات بالینی شان با افراد بالا کاملاً متفاوت است.(که در زیر کاملاً توضیح داده می شود)
بنده یعنی جناب آقای دکتور پروفسور علامه مهندس نریمان تدین نیا امروز تصمیم گرفته ام در مورد این دو بیماری یک سری توضیحاتی جهت تنویر افکار عمومی ارائه نمایم تا شما دوستان مارشالی بیش از پیش با این دو بیماری خطرناک آشنا شوید.به هر حال ما در وضعیتی به سر می بریم که این دو بیماری به وفور در جامعه ما یافت میشود (مخصوصاً مورد اول) و باید نوع برخورد با این گونه بیمار یها را یاد بگیریم.در ضمن اینجانب دوست دارم کلمه دکتر را به صورت دکتور بنویسم.اصلاً دلم میخواد.کسی اعتراضی داره؟بی سواد هم خودتی!
این دو بیماری با نام های دیگری هم شناخته میشوند مثلاً در بعضی از نقاط کشور به بیماری پایین بودن آستانه تحمل می گویند: « راست افراطی» و به بیماری پایین بودن آستانه تشنج می گویند: «ویبره سرخود» و یا «غشی».
همانطور که در بالا ذکر شد افرادی که دارای بیماری های فوق می باشند هیچ گونه نقد و منتقدی را بر نمی تابند و نیز به هیچ وجه من الوجوه قادر به تحمل نظر و عقیده مخالف نمی باشند.منتها معمولاً کسانی که قدرتمند تر می باشند یا به عبارتی زورشان بیشتر میباشند بیشتر بیماری نوع یک یعنی پایین بودن آستانه تحمل را میگیرند و در مقابل افراد ضعیفی که دستشان به هیچ جا بند نمی باشد و قطره ای قدرت در وجودشان نیست در مقابل نظر مخالف صبر و تحمل را از کف داده و تشنج می نمایند و دهانشان کف می نماید و این گونه افراد دارای بیماری نوع دو یعنی پایین بودن آستانه تشنج هستند. در حالی که برعکس افراد دسته اول در مقابل نظر مخالف نه تنها خودشان تشنج نمی نمایند بلکه کاری می کنند که فرد دهنده نظر مخالف دچار تشنج و احیاناً مننژیت گردد! بر همین اساس طبق تحقیقاتی که دکتر «جرارد لوپز» و همکارانش از دانشگاه « کلمبیا » دز سال 1967 انجام دادند مشخص گردید بیماری نوع یک بیشتر در بین «سیاست مداران و زندان بان های کشورهای جهان سوم » رواج دارد در حالی که بیماری نوع دو در بین بقیه اهالی جامعه کشور های جهان سوم( که قاعدتاً زورشان کمتر است) شیوع دارد.
در سال 1388 تیمی متشکل از دانشمندان زبده ایرانی به سرپرستی جناب آقای دکتور پرفسور علامه مهندس نریمان تدین نیا مشغول انجام تحقیقاتی بر روی این دو گروه بیمار شدند.این دانشمندان با مشاهده « اتفاقاتی که آن روزها در سطح جامعه بوجود می آمد » و نیز با مطالعه سخنرانی های مسئولین و نگاهی به « خیابان ها » در نهایت چند تفاوت عمده بین این دو بیماری کشف کردند که نتیجه تحقیقات آنها به شرح زیر است:
1-در یک جامعه دوگونه نیروی مخالف وجود دارد.نیروهای منتسب به نظامی و نیروهای منتسب به مردمی(در صورت تمایل میتوانید حرف «ی» را از آخر کلمات حذف کنید)
2- کسی که به بیماری تشنج مبتلا باشد در صورتی که درمان نشود حتماً «خودکشی » میکند اما کسی که تحمل پایینی داشته باشد اگر درمان نشود در نهایت بقیه را می کشد!
3-افراد دسته دوم(کسانی که آستانه تشنج پایینی دارند) زورشان به افراد دسته اول (کسانی که آستانه تحمل پایینی دارند) نمی رسد اما افراد دسته اول نه تنها زورشان به افراد دسته دوم میرسد بلکه زورشان به سایر انسان های سالم جامعه نیز میرسد!
4-هرگز قبل از اطمینان از نوع بیماری طرف مقابل(نوع یک یا دو) به اظهار عقیده نپردازید چون ممکن است یه وقت خدای نکرده طرف بیماری نوع یک رو داشته باشد و از شانس مزخرفتون هم نظرش کاملاً برخلاف عقیده شما باشه!
5-در صورتی که توا....
نکته مهم: این دانشمند فرهیخته و برگوار و تیم همکارشان در حالی که داشتند مورد شماره 5 را مینوشتند ناگهان و به صورت کاملاً سهوی! دچار مننژیت شدند و باقی قضایا!
بحث و نتیجه گیری
ما از این مقاله علمی نتیجه میگیریم که کلاً آدم خوبه ظرفیتشو بالا ببره و اگر هم نتونست این کارو کنه حداقل سعی کنه جزو دسته اول باشه! هیچ نتیجه دیگری هم نمیگیریم و امیدوارم مننژیت هم نگیریم!
اوه راستی من در اول`sjیادم رفت سلام کنم! الانم که قاعدتاً باید خداحافظی کنم خوب پس دفعه بعد که پست دادم دو بار سلام میدم.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
ممنون از نظر شما